خجسته باد جشن اول ماه مه« روز جنبش جهانی کارگران»

 

شرایط زندگی کارگران ایالات متحده امریکا در اواخر قرن نوزدهم بسیار اسفناک بود. دستمزد آنان ناچیز و ساعات کارشان از 12 ساعت هم بیشتر بود. جنبش کارگران در آن سالها برای دستیابی به حقوق حداقلی اوج می گرفت. در کارخانه صنایع کشاورزی شیکاگو در سال 1886 تظاهرات وسیعی برپاشد. مطالبه کارگران، پائین آوردن ساعات کار روزانه از 12 ساعت به هشت ساعت و برخی امتیازات رفاهی دیگر بود. این تظاهرات به خون کشیده شد؛ در ضمن اینکه کارگران نیز به ابزار قهر توسل یافتند.از دو طرف تعدادی کشته شدند. کارفرمایان به وحشت افتادند و عقب نشتند. کارگران با بکار بردن قهر به پیروزهایی دست یافتند که تاکنون سابقه نداشت.

جنبش کارگران شیکاگو نه تنها برای کارگران امریکا، که برای کارگران سایر کشور های صنعتی امیدوار کننده بود. شعار« کارگران متحد شوید » در سراسر جهان عمومیت یافت. افق پیروزی از دور نمایان شد.

کنگره افتتاحیه انتر ناسیونال دوم که در سال 1889 برقرار گشت، تحیلی از پیکار کارگران به عمل آورد و روز اول  ماه مه را به عنوان « روز جنبش کارگران » اعلام کرد. برای نخستین بار اول ماه مه 1890 در سراسر کشورهای صنعتی « روز اعتراض و بزرگداشت » برپا شد که با تظاهرات و اعتصابات وسیع همراه بود. از آن پس تا به امروز تظاهرات ها و گردهمايی های اول ماه مه به عنوان روز جنبش، روز همبستگی کارگران و زحمتکشان شناخته و برگزار می شود. این دوام تاریخی طولانی مدیون جنبش بین المللی کمونیست ها ست که پیوسته آن را گرامی داشته و به رغم فشار، اختناق  دشمنان طبقاتی، پرچم اول ماه مه را تا کنون برافراشته نگاه داشته اند.

مبارزه ای که در اعماق جامعه جاری است، نابود شدنی نیست!

دوشادوش هم، متحد و متشکل علیه ستم و استثمار

نظام سرمایه داری، جهان را بیش از پیش به ورطۀ دائمی فقر، بیکاری، گرسنگی، جنگ و آوارگی و تخریب منابع زیست رانده است. این نظام برای نجات از بحران های ذاتی اش، هستی و وضعیت تأمین معاش کارگران و توده های زحمتکش را  به فاجعه کشانده است.

«راه حل اقتصادی» طبقۀ سرمایه دار و دولت های سرمایه داری در این شرایط عبارتند: از تشدید باز هم بیشتر استثمار کارگران و ستم بر آنان برای افزایش ارزش اضافی حاصل از کارِ کارگران و انداختن بار بحران به دوش آنها، بازپس گرفتن دستاوردهای اجتماعی و اقتصادی طبقۀ کارگر، تعطیل کردن یک رشته بنگاه ها و مؤسساتی که سودآوری شان را «کافی» نمی دانند و افزودن بر خیل بیکاران تا از این طریق زمینه های از سرگیری فعالیت برای بزرگترین بنگاه ها که توانائی ادامۀ حیات دارند آماده شود. بزرگترین قدرت های سرمایه داری می کوشند این الگو را بر همۀ کشورها تحمیل کنند.

چه کسانی امنیت جامعه را بخطر میاندازند؟! – سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه 

دفاع از خواست برحق جعفر عظیم زاده و اسماعیل عبدی.
بیش از سه دهه است که کارگران ایران در یک مصاف دائم و همیشگی از طرف قوانین سرمایه داری حاکم ، معیشت و زندگی شان تحت فشارها وتنگناهای مختلف قرار داشته است. از تحمیل دستمزدهای چندبرابر زیرخط فقرگرفته تا پرداخت نکردن بموقع دستمزدها، به مخاطره انداختن امنیت شغلی ودغدغه همیشگی با قراردادهای موقت و سفید امضاء، بوجودآمدن شرایط نا ایمن و قربانی دادن‌های ناشی از حوادث درمحیط های کار، گسترش پیمانکاریها و شرکتهای واسطه ای وتسلط آنها بر معیشت کارگران، بیکارکردن روزافزون کارگران و ایجاد یک لشکر بیکاری چندمیلیونی با تبعات ویرانگراجتماعی، بوجودآمدن نسلی از کودکان کار و خیابان برای استثماری بیرحمانه در شرایط بی پناهی و بیحقوقی کامل، وبسیاری مصائب طاقت فرسای دیگر ، نمونه هائی هستند از آنچه که طی این دوران بر سر طبقه کارگر ایران آمده است.

 

فعالیت زنان در دانشگاه

نازنین محمدنژاد

در چند سطر ذیل می‌خواهیم در مورد تبعیض علیه زنان در دانشگاه بنویسیم. اگر می‌نویسیم» تبعیض علیه زنان» و نه» تبعیض بین زنان و مردان» از آن روست که عامل اصلی این تبعیض را بیشتر به گردن نظام سیاسی/ اقتصادی حاکم و مناسبات حقوقی و ایدئولوژیکی‌اش می‌دانیم. اگر بنویسیم تبعیض بین مردان و زنان، ناخواسته با جریان‌های مدنی حاضری همراه شده‌ایم که ریشه این تبعیض را اغلب در روابط زنا ن ومردان جامعه و در بهترین حالت، فقط در مناسبات حقوقی می‌جویند. آنها به ستم اعم از جنسیت بهای اندکی می‌دهند و این مقولات را با رویکردهای نادرست و به نفع این یا آن جناح موجود در حاکمیت بررسی می‌کنند.

بیانیه ها و اخبار:

پیام بهنام ابراهیم زاده به مناسبت اول ماه مه ،

 بیانیه جعفر عظیم زاده و اسماعیل عبدی

تظاهرات گسترده در شهرهای آمریکا

گرسنگي و سرما در اردوگاه هاي پناهندگان در اروپا

گرانی در راه است

هیس… معلم ها فریاد نمی زنند…

شبه نظامیان داعشی دستگیر شده در ازمیر عضو حزب حاکم ترکیه اند

 

پیام برای متحد شدن به کارگران ایران

 

در آستانۀ اول ماه مه روز جهانی کارگر

رفقای کارگر:

نظر به اینکه تصویب حداقل مزد سال ۱٣٩٥ به میزان ۸۱٢ هزار و ١٦٦ تومان با توافق نمایندگان کارفرمایان و دولت سرمایه داری اسلامی بر ما کارگران تحمیل شده است، که باید با کمتر از یک سوم خط فقر و یا کمتر از یک چهارم هزینۀ متوسط زندگی یک خانوار ۴ نفره شهری زندگی کنیم،

آمریکا در چارچوب G8 و همین‌طور  G20 از قدرت خویش استفاده کرده و اعضای آن و همین طور OECD را مجبور به پذیرفتن قراردادی در مورد تبادل اتوماتیک اطلاعات AIA کرد. در این قرارداد تقریباً ۱۰۰ کشور تعهد می کنند اطلاعات در مورد  مناسبات مالی شهروندان اتباع خارجی در کشور خود را در اختیار اداره مالیات کشورهای مطبوعه آنها بگذارند.  تنها تعداد کمی از کشورها از جمله بحرین، نائورو، وانوآتو …. و ایالات متحده آمریکا از امضای این قرارداد خودداری کردند… آمریکا با سرسختی کل جهان را مجبور به علنی کردن اسرار مالیاتی کرد ولی خود به قبول مقرراتی که برای اجرای آن لازم بود، گردن ننهاد.

 انحطاط نظام سرمایه داری و ضرورت ایجاد

" جهانی بهتر "

1 – رشد عظیم و گسترش اقتصاد سرمایه داری در اکناف جهان ( گلوبالیزاسیون ) عموماً توسط تحلیلگران و اقتصاددانان حامی نظام جهانی به عنوان یک پدیده جدید که فقط در ربع آخر قرن بیستم به وقوع پیوست ، معرفی می‎شود . ولی واقعیت های تاریخ تکامل سرمایه داری نشان می‎دهد که شکلگیری و رشد اقتصاد جهانی ماورای مرزهای بین المللی یک پدیده جدیدی نبوده بلکه تاریخ آن به آغاز قرن شانزدهم می‎رسد . مضافا باید تأکید کرد که روند جهانی گرائی صرفا محدود به حرکت سرمایه و تقسیم کار در سطح جهانی بوده و ضرورتا این جهانی شدن اجزاء سیاسی ، اجتماعی و فرهنگی بشریت را در بر نمی‎گیرد .

سرنوشت انقلاب های نیم قرن اخیر جهان و بخصوص متاخرترین آنها یعنی “بهار عربی”، هر انسان انقلابی را به فکر کردن و عکس العمل به عواقب آنها وادار میکند.
ضمن اینکه وقوع انقلاب پدیدۀ بسیار پیچیده ای است، اما درک روند علت عدم موفقیت و ناکامی های آن در بعد نظری، قاعدتاً برای یک مارکسیست اصیل مساله بغرنجی نیست. با این حال تا به امروز عملاً مساله چنان هم ساده نبوده که بتوان آسوده خیال بود که گویا جبر تاریخ معمای فعلی در این زمینه را برای ما حل خواهد کرد. سرنوشت آنها سئوال بزرگی روی میز انقلابیون معاصر گذاشته است که آیا ما میتوانیم انقلاب و کیسی متفاوتی از آنها داشته باشیم؟ چه پاسخ مثبت و چه منفی به این سئوال، تماماً بستگی به پراتیک ما دارد. بعنوان یک کمونیست، علیرغم همه ناکامی ها، معتقد به بن بست رسیدن راه پیشروی جنبش طبقه کارگر و جامعه نیستم. اما در عین حال، بر این باورم که پاسخ به این سئوال، تلاش اساسی تری از ما میطلبد تا بتوان راه چیرگی بر کمبودها و ناکامی های انقلاب آینده را پیدا کرد. من در این مبحث به سه محور یا سه رکن اصلی ستاد رهبری انقلاب کارگری (طبقه کارگر متشکل، حزب کمونیستی مقتدر- انتگره با این طبقه و تفوق افق انقلابی- کمونیستی بر انقلابیون در روند سرنگونی) بعنوان بخشی از این تلاش اساسی، اشاره میکنم.

مرکز دروپال ایران