آینه بود شکست
یا واقعیت دروغ می گفت.
چشم های تو بود که دیگر ننگریست
یا جهان نابیناتر از ما بود.

نقد

چند هفته پیش نوشتهای از "محمد تبریزی" تحت عنوان "مبانی آسیبشناسی رویدادهای سال 1355 چریکهای فدایی خلق"1 در سایت "اخبار روز" منتشر شده بود که این روزها مشابه آن در سایتهای اینترنتی زیاد دیده میشود. آقای محمد تبریزی نیز نامیست مستعار، و مرا با آدم بیهویت چه کار؟ هدف از نوشتن این مختصر تنها شاید هشداری باشد به خودمان که تاریخ را جدی بگیریم و هر توّهم و هذیانی را به نام تاریخ به خورد خواننده ندهیم.

مقالۀ « مارکسيسم و رفرميسم » را سهراب شباهنگ از روی ترجمۀ انگليسی مجموعۀ آثار لنين، جلد ۱۳ چاپ مسکو۱۹۷۲، صفحات ۳۷۵ – ۳۷۲ و نيز در مقايسه با ترجمۀ فرانسوی مجموعۀ آثار او صفحات ۴۰۳ – ۳۹۹ جلد ۱۹ چاپ اديسيون سوسيال و پروگرس ۱۹۶۷، و مقالۀ « حزب غير قانونی و فعاليّت قانونی » را از روی ترجمۀ فرانسوی مجموعۀ آثار لنين صفحات ۴۰۶ – ۳۹۹ اديسيون سوسيال و پروگرس ۱۹۶۷ و نيز در مقايسه با ترجمۀ انگليسی مجموعۀ آثار او چاپ مسکو ۱۹۶۸ صفحات ۳۹۶ – ۳۸۷، به فارسی ترجمه و بهروز فرهيخته آنها را ويرايش کرده است.

 

 

مقدمۀ مترجم و ويراستار

اصلاح طلبان جنبش کارگری نه تنها در شرايط تسلط بی چون و چرای حاکميت بورژوازی يا ارتجاع پيشاسرمايداری، بلکه حتی در شرايط انقلابی، يعنی شرائطی که ديگرنه طبقات حاکم قادربه حکومت کردن به شيوۀ سابقند و نه توده ها حاکميّت آنها و تحمل اوضاع را می پذيرند، اين باور را در توده ها ايجاد می کنند که راه مسالمت، راه صبر و انتظار بی پايان و صدقه طلبی از طبقات حاکم و دولت، تنها راه پيروزی درمبارزه است. آنها به جای همفکری و شرکت در بسيج نيرويی متشکل و متمرکز برای درهم شکستن نهادها و ابزارهای سلطۀ طبقات استثمارگر و استقرار نهادهايی که در جريان مبارزۀ انقلابی از سوی توده ها شکل گرفته اند، می کوشند با ايجاد تغييراتی نهادها و ابزارهای از کار افتادۀ سلطۀ سياسی طبقات دارا را بازسازی و برای اعمال سلطۀ مجدد به حرکت درآورند

درآمد

- در بخش سوم و پایانی این نوشتار بعد از بررسی دستاوردهای مارکسیسم تاریخی در دوره انترناسیونال سوم ( 1943 – 1919 ) و انترناسیونال کمونیست ( کمینفرم ) در سال های 1947 تا 1956 و نکات ضعف و ناکامی آنها ، به تجزیه و تحلیل دیگر دستاوردها و آموزه هائی از مائوئیسم و انقلاب چین ، می پردازیم.

دستاوردها و نکات ضعف

انترناسیونال سوم و کمینفرم

مدتی است که مبارزات رو در روی طبقۀ کارگر فرانسه برای مقابله با دست اندازی‌های دولت این کشور به‌ حقوق کارگران، اوجی تازه یافته است. تظاهرات متناوب با شرکت صدها هزار نفر در سراسر کشور همراه با اعتصاب‌هائی که فعالیت بخش‌هائی از مؤسسات اقتصادی کشور را فلج می‌کنند، هر روز در حال گسترش است. دعوا بر سر چیست؟ چرا کارگران که در اعتصاب بخشی از در آمد مورد نیاز زندگی خود را از دست می‌دهند، این چنین مقاومت می‌کنند و حاضر نیستند به سر کار خود بازگردند؟

مگر این اعتصاب غذا در اعتراض به امنیتی کردن فعالیتهای صنفی و تجمعات و اعتصابات کارگران و معلمان ، دستمزدهای زیر خط فقر ، ممنوعیت برگزاری مستقلانه و آزادانه روز جهانی کارگر و روز جهانی معلم، عدم شفافیت و عمل موثر سازمان جهانی کار ILO در قبال نقض حقوق بنیادین کارگران و معلمان ایران و با خواست خارج کردن اتهام «اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت ملی کشور» و دیگر اتهامات امنیتی از پرونده های مفتوح کارگران و معلمان معترض و برداشتن اینگونه اتهامات جعلی و ساختگی از پرونده های خود و دیگر فعالین کارگری و معلمان زندانی ,صورت نگرفت؟ خب اکنون که بیش از هفتاد روز از اول ماه می می گذرد دستاورد آن چه بوده است؟ اگر قرار باشد از نقطۀ عطفی در جنبش کارگری ایران صحبت شود، کدام نتایج حاصله از این اعتصاب غذا کوچکترین بهبودی به نفع طبقۀ کارگر ایران به دنبال داشته است؟ حتی بزرگترین مبارزات دست جمعی کارگران هم اگر قرار باشد هیچ دستاوردی نداشته باشد نمی تواند به عنوان فصل نوینی در جنبش کارگری معرفی شود تا چه رسد به یک اعتصاب غذای فردی.

جعفر عظیم‌زاده

ادای احترام می‌کنم به جنبش بین‌المللی طبقه‌ی کارگر، به سازمان‌ها واتحادیه‌های کارگری محلی و بین المللی در اروپا و کانادا و استرالیا و همه‌ی نقاط دنیا
ادای احترام می‌کنم به معلمان سراسر کشور، به کانون‌های صنفی معلمان و به فعالین و چهره‌های جسور این جنبش بزرگ
ادای احترام می‌کنم به فعالین مدنی و اجتماعی، به فعالین حقوق بشر و آزادی‌خواه، به زندانیان سیاسی در رجایی‌شهر و اوین و به جنبش دانشجویی که همواره جنبش کارگری و جنبش معلمان را علیرغم هزینه‌های فراوان همراهی کرده‌اند
ادای احترام می‌کنم به تشکل‌ها و نهادهای مستقل کارگری و محافل و جمع‌های کارگری در کارخانه‌ها و یاران عزیزم در اتحادیه‌ی آزاد کارگران ایران که دست در دست هم، دوشادوش کانون صنفی معلمان، خواست پایان دادن به امنیتی کردن اعتراضات صنفی کارگران و معلمان و برداشته شدن اتهامات امنیتی از پرونده‌های فعالان صنفی و مدنی را تبدیل به یک جنبش عظیم کردند.
 

ما تا تحقق کامل خواسته­مان » برداشتن اتهام امنیتی از کلیه فعالیت­های صنفی» و تا تحقق آزادی و برابری برای تمامی بی­صدایان عالم از پای نخواهیم نشست.

پیش درآمد

- با پیروزی انقلاب اکتبر 1917 عمر انترناسیونال دوم به پایان خود رسید و به همت بلشویک ها و دیگر کمونیست ها، انترناسیونال سوم در 1919 تاسیس یافت. انترناسیونال سوم علیرغم محدودیت های تاریخی و کمبودهای تئوریکی ، دستاوردهای قابل توجهی در تاریخ جنبش کمونیستی را در دوره 1919 تا 1942 ، به بار آورد که امروز به عنوان آموزه های تاریخی شایان تحلیل و یادگیری هستند.

بازهم دادگاه های حکومتی حکم زندان و شلاق برای کارگران صادر کردند! این بار کارگران معدن بافق به حکم دادگاه اسلامی، به تحمل ضربه های شلاق و زندان محکوم شدند. کارگران معدن بافق در سال گذشته نزدیک به ٥۰ روز دست از کار کشیدند و برای احقاق مطالبات خود و مخالفت با خصوصی سازی معدن، اعتصاب کردند. مبارزۀ متحد این کارگران در مقابل تصمیم ضد کارگری کارفرما، باعث افزایش ابعاد فشار و سرکوب علیه کارگران گردید. سلاح کارگران اتحاد و حمایت خانواده های آنان بود، اما سلاح کارفرما، پلیس و دیگر نیروهای انتظامی و امنیتی، دادگاه و حمایت دستگاه قضایی حاکم که حکم زندان و شلاق و جریمۀ نقدی برای کارگران صادر می کند. آری سرمایه داران و نهادهای سرکوبگر حامی شان – که نیروهای انتظامی و امنیتی و دستگاه قضائی در رإس آنها قرار دارند -  با وارد کردن انواع اتهام ها به کارگران، به زندانی کردن، شلاق زدن و جریمۀ نقدی کارگران روی می آورند. آنها شیوه های قرون وسطائی و حتی برده دارانۀ تازیانه زدن به کارگران را (تازیانه زدن شکنجه ای بود که بر برده ها اعمال می شد) در دستور روز قرار داده اند تا استثمار و بی حقوقی کامل کارگران را تداوم بخشند.

مرکز دروپال ایران